پيشينه تاريخي مسجدسليمان

پيشينه تاريخي مسجدسليمان

از ديروز تا امروز

     ورود آريايي ها سرزمين جديدي  که آن را ايوانويچ ناميدند و در آن قوم ملل مختلف زندگي     مي کرد پارسيان تحت فشار حاکميت «اوراتو» قرار گرفتند و مجبور به کوچ گرديدند. پروفسور گيرشمن مي نويسد.: « اما در باب پارسيان بايد گفت که در حدود 700 ق.م آنها در پارسوماش در کوههاي فرعي سلسله جبال بختياري، در شرق شوشتر، ناحيه واقع در دو سوي ساحل کارون، نزديک انحناي بزرگ اين شط پيش از آن که به سوي جنوب برگردد مستقر شدند.

     عيلام ديگر در اين زمان آن قدرت را نداشت که از استقرار آنان در اين ناحيه ممانعت کند. همين ناحيه که بخشي از مستملکات عيلام بود و پارسيان محتملا سلطنت آنان را مي شناختند. پارسيان تحت قيادت هخامنش حکومت کوچک خود را که مقدوم بود بسيار بزرگ گردد – تأسيس کردند و نام خويش و نام خويش را به دان دادند (1) اين شهر را مي توان اولين شهر آرياييان و نياي پاسارگاد و تخت جمشيد ناميد که بنيان گذار آن هخامنش و بعد جيش پيش بوده اند و آن را سرپرستي مي کردند. و اگر ماجراي کمبوجيه اول و ماندانا دختر پادشاه ماد (استياگيس) را سواي داستان سرايي هرودوت بپذيريم مي توان اين شهر را زادگاه کورش کبير معرفي نمود. و دليل انتخاب نام مسجدسليمان نيز به خاطر اين است که پس از ورود اسلام به ايران مردم براي حفظ اماکن مقدشان نام مذهبي بر آنان مي گذاشتند تا از ويراني آنها به خاطر تعصب جلوگيري نمايند و آتشکده سرمسجد تا زمان قدرتمندترين خليفه عباسي (هارون الرشيد) روشن بوده است.

     صفحه سرمسجد بر فراز تپه اي که مشرف به محله سربيشه مسجدسليمان است. وان تپه را سرمسجد مي نامند. در پهنه وسيعي بقاياي کاخ يا معبر يا ساختماني وجود دارد که هم اکنون جز تخته سنگهاي تراشيده نامنظم و سنگهاي بادبر و نيمه ستونهاي مدور شکسته و بقاي مواد ساختماني سنگ و گچ و برخي ديوارهاي فروريخته سنگين و طاقها و نيم طاقها و قوس مانندهاي بام بوش و حمالهاي طاقهاي جيسم چيزي از آن باقي نمانده است.(2)

 

 

بردنشانده

     بين راه مسجدسليمان و سفر رضاشاه سابق قبل از گدارلنده تپه اي آکنده از سنگهاي ساختماني و سنگهاي تراشيده و ناتراشيده در گوش و کنار ديوارهاي مخروبه به نزديکي هاي قله تپه به صفه اي مي رسد که مانند صفه سليمان سرمسجد است. اين صفه بيست و هشت متر و نيم است. صفه مزبور از چهارطرف پله کان داشته و در سمت شرق و غرب اين تپه کانها داراي پنج دهانه بوده که هر دهانه آن 20/7 متر پهنا داشته است. بردنشانده يا ميل نشانده در درون يک ساختمان ويرانه در ابتداي قسمت سفلاي اين مجموعه به چشم مي خورد.

     در قسمت غرب و شمال غرب برد نشانده آثار خرابه هاي سنگي مقابر اسلامي و مقابر قديمه وجود دارد و قديمي ترين تاريخي که بر سنگ لوحه سنگ قبري اسلامي در قطعه زميني که در آن طرف جاده گورستاني متروک بر سرتپه اي است تاريخ 1216 هجري قمري ثبت است ولي آثار فراواني از ساختمانهاي کهن و جاي يورت هاي شباني و بندهاي آبررساني و جويها و خانه ها به چشم مي خورد.(3)

     مسجدسليمان در قرون وسطي به نام تلغر ناميده مي شد و اين نام سرزميني مي گفتند که از کنار رودخانه کارون تا زمينهاي مشرق چشمه نفت امتداد يافت. در اين ايام قسمت بالايين آن را زيلابي و هفت شهيدان گوينده و قسمت پائين آن را ترک دز و قسمت پائين تر مسجدسليمان خوانند. بلوک تلغر در آن زمان جايي آباده بوده و دهکده هاي متعددي داشته است. در کتاب تذکره شوشتر آمده محل تلغر از محال مرغوبه اين بلاد است که به حسب آب و هوا و نيکي محصولات مخصوصاً تنباکو کمال امتياز را دارد و مکان آن به سبب احاطه جبال به غيابت حصيس است. نهايت به واسطه کثرت تقلب و تعدي مالکين آنجا از رفع بي حسابات اکثر اوقات خراب و بي رونق و ترک تاز اکراد و الوار که در آن حوالي مي باشد، مزيد علت شده محصولي ازآنها به عمل نيايد(4)

     خيزش دوباره اين نخستين شهر پارسيان بعد از گذشت چندين سده در 4 بامداد 5 خرداد 1287 /1908 ميلادي با فوران نفت از ميدان نفتون (چاه شماره يک) در مرکز شهر مسجدسليمان فعلي انجام پذيرفت. فوراني که حيات اقتصادي و اجتماعي مسجدسليمان و بعد ايران را دگرگون کرد. ولي اين بار بانيان شهر نه شبانان پارسي فرود آمده از کوهها، بلکه فرنگيان شهرنشين و صنعتگر و به اصطلاح مدنيت يافته اما جهان گشا و جهانخواري بودند که از درياهاي دور خود را به سرزمين رساندند. اين بيگانگان زيرک به مدد متون تاريخي (هنچون نوشته هاي هرودوت)دريافته بودند که ايرانيان در اين محل از نفت و گاز که بطور طبيعي از زمين بيرون رانده مي شد، استفاده هاي گوناگون و آتش جاويدان خود را در اين جايگاه مي جسته اند. پس نماينده پيگير و ماجراجوي آنها به نام «ويليام دناکس دارسي» انگليسي شرکت خود به نام سنديکاي امتيازات موفق شد با انتقال فن شناسي و تجهيزات لازم و حفر چاه به سرچشمه آتش جادوان پارسيان يابد.

     بعد از کشف و فوران نفت در مسجدسليمان با دخالت انگليس، شرکت ذکر شده به «شرکت نفت ايران و انگليس» تبديل گشت. اين شرکت زميني که طلاي سياه در زير آن خفته بود از خانه هاي بختياري خريد و راه برون رفت نفت يا جزيره آبادان را نيز از شيخ خزعل به اجراه گرفت و خان و شيخ را به مزدوري و سنگرباني اين املاک غصب شده گمارد. از همين زمان است (1278ه/1908م) که بنيان اولين (شرکت شهر) معدني ايران در مسجدسليمان و بعد از آن اولين شرکت شهرصنعتي پالايشگاه در آبادان گذاشته مي شود.

     توليد نفت براي صادرات با اتمام خط لوله مسجدسليمان به آبادان از 1912ميلادي آغاز شد. استخراج نفت که در اين سال 43 هزار تن بود تا آخر جنگ اول (1928) به ساليانه يک ميليون تن و تا 1935 ميلادي به بيش از 4 ميليون تن در سال رسيد. مسجدسليمان تا سال 1928 ميلادي تنها منبع استخراج نفت ايران بود. و در اين سال در ميدان نفتي عظيم هفت گل نيز فوران نفت آغاز گشت و مسجدسليماناز يکيتايي خارج شد. اما توليد در اين منطقه همچنان افزايش يافت. بطوري که در سال (1314ه /1934م) به اوج توليد در سراسر دوره بهره برداري (127هزار بشکه در روز) رسيد. بعد از افتي کوتاه در توليد نفت در ايران (1330-33) بدليل دسايش شرکت نفت ايران و انگليس و دولت امپرياليستي انگليس با برطرف شدن مانع با دولت ملي در ايران بار ديگر استخراج نفت افزون شد و تا سال (1345ه)کمابيش ثابت بود (ساليانه حدود 20 ميليون بشکه معادل 4ميليون تن) اما از اين سال به بعد توليد نفت به سرعت کاهش يافت و بعد از بسته شدن چاهها در سالهاي 60-1359 توليد ساليانه آن به حدود توليد روزانه در گذشته محدود گشت.

     دليل کم شدن توليد نفت اين است که بعد از حدود 70 سال بهره برداري مداوم، 98 درصد از مقدار نفت قابل حصول بصورت طبيعي از منطقه مسجدسليمان استخراج شده است و از آنجا که بهره برداري از ساير ميدانهاي نفتي بويژه ميدانهاي نفتي مرزي مقدم است. استخراج نفت در مسجدسليمان، که مي بايست با تزريق آب و گاز انجام پذيرد و اين نيز خود مشکلاتي را به دنبال دارد، متوقف شده بدليل اوليه ايجاد شهر مسجدسليمان از ميان زندگي و پويايي شهر از ميان نرفت، هرچند که يک دوره آن را فشرده کرد.

     جمعيت شهر در مورد شکل گيري و جمعيت شهر مسجدسليمان از فوران نفت در سال 1287 از شرکت نفت ايران و انگليس (1330) سکوتي عجيب در اسناد وجود دارد و رفع آن مستلزم پيگيري و پژوهش ويژه اي است. اما توليد بالاي نفت در اواخر سالهاي جنگ جهاني اول تأسيسات لازم براي آن، از قيبل نيروگاه برق، تلمبه خانه و تأسيسات مهندسي، پالايشگاههاي ويژه و غيره نشان مي دهد که تا سال 1920م/1300ه مي بايست شرکت شهري تمام عيار شکل گرفته باشد. احداث بيمارستاني در سال 1914 اين گمان را تقويت مي کند.

     البته بنابر اسناد موجود اين شهرک فقط براي کارکنان خارجي شرکت نفت ايران و انگليس بنا شده و قسمت اعظم کارمندان و کارگران ايراني از مسکن شرکتي محروم بوده اند. بعد از قرارداد1933 از سال 1934 برنامه ايجاد شهرک و ايجاد رفاه براي کارکنان توسعه يافت و چند مدرسه ابتدايي در مسجدسليمان احداث شد. در اين سالها نيز ادارات دولتي نظير ماليه، ژاندارمري، بخشداري، شهرداري و غيره در آن تأسيس شد. يعني شهر در تقسيمات کشوري وارد گشته و هويتي غيرشرکتي نيز هرچندضعيف پيدا کرده. طبق اسناد موجود جمعيت شاغل در امر استخراج نفت در سال 1330 بالغ بر 6هزار نفر بوده است. در سال 1335 يعني در اولين آثار رسمي موجود نيز جمعيت شاغل در استخراج نفت در حدود 6 هزار نفر ذکر مي شود. که 68 درصد نيروي شاغل است و در همين زمان جمعيت شهر مسجدسليمان 44651 نفر بوده است. از آنجا که طي ساليان طولاني از حدود 1300 تا 1335 استخراج نفت از ميدانهاي نفتي مسجدسليمان تفاوت بسيار نکرده است، مي توان گفت جمعيت شهر مسجدسليمان از اوايل قرن حاضر هجري نزديک به 40 هزار نفر بوده است. که نسبت به آن زمان جمعيت بالايي است. بين سالهاي 1355 تا 1365 تغيير اصلي اشتغال در مسجدسليمان همچون تمام شهرهاي ايران از ديارشاغلان در امور عمومي و دفاعي است. طي اين سالها اشتغال در بخش خدمات عمومي و اجتماعي در اثر ازدياد شاغلان در امورعمومي و دفاع افزايش اساسي يافته از 3942 نفر به 9867 نفر مي رسد. در مقابل اشتغال در بخش استخراج نفت از 2322 نفر به 625 نفر نزول مي يابد. پس مي بايست پفت که افزايش 5925 نفري در اشتغال بخش خدمات کاملاً جبران کاهش 1697نفري اشتغال در بخش استخراج نفت را کرده است و نمي توان خروج شرکت نفت را عامل بيکاري 5/34 درصدي مسجدسليمان در سال 1365 دانست. علت اصلي در واقع عدم اجراي برنامه بلندپروازانه ارتش در گذشته و در نتيجه بيکاري شديد در بخش ساختمان (کاهش شاغلان آن از 4112 به 1472 نفر) و نبود برنامه اي براي ايجاد اشتغال جديد بويژه در بخش صنعت است که اشتغال در اين بخش نيز بين سالهاي 1355 تا 1365 کاهش مي يابد. بين سالهاي 1355 تا 1365 جمعيت شهر با رشد متوسطي معادل 7/3 درصد در سال رشد مي کند و به 64488 نفر مي رسد که نشانه مهاجرپذير بودن شهر است. اما قابل توجه است که درهمين مدت تعداد شاغلان در استخراج نفت نصف شده، بيکاري نيز به يک سوم مي رسد. يعني هرچه شاغلان اصلي يا شکل دهنده شرکت شهر کمتر مي شوند، اما هر آن چنان هويتي يافته است که زوال نبايد در سالهاي 1345 تا 1355 تا جمعيت شهر تنها ساليانه8/1 درصد رشد کرده و به 77 هزار نفر افزايش مي يابد. شهر در اين دوره مهاجرفرست است و آثار افسردگي در آن آشکار گشته است. در همين دوره است که توليد نفت نيز به تدريج کاهش يافته و بار ديگر اشتغال در استخراج نفت تنزيل يافته و دوسوم سال 1345 مي گردد. اما بيکاري بيشتر در شهر کاهش دارد، يعني شهر در مقابل زوال خود اييستاده است. در سالهاي 1355 تا 1365 رشد جمعيت شهر 3/1 درصد در سال يعني در حدود رشد طبيعي جمعيت اما از رشد متوسط کل شهرهاي ايران (5/4درصد) کمتر است. جالب توجه است که هرچند اشتغال در صنعت نفت در سال 1365 به حدود يک چهارم سال 1355 کاهش مي يابد، اما شهر توانسته است با وجود بيکاري در آن در حفظ خود بطور نسبي موفق باشد. با اين وجود شهر در کل در حال رکود است.

 

 

 موقعيت جغرافيايي و ويژگيهاي آن

     مسجدسليمان سرزميني کوهستاني است و چندين رشته کوه گچي و سنگي و خاکي در سراسر آن کشيده شده است. در ميان اين ناهمواريها، جلگه و دره هاي کوچکي وجود دارد که خود 282 حلقه چاه حفرشده در مسجدسليمان را در ميان دارند. شهر مسجدسليمان نيز با حفر اين چاه ها و با ايجاد مجتمع مسکوني در کنار آنها براي کارکنان صنعت نفت شکل گرفت. کالبدگيري شهر به اين صورت بوده است  که ابتدا مناسب ترين و کم عارضه ترين اراضي در کنار چاه ها براي احداث واحدهاي مسکوني و ساير تأسيسات وابسته به صنعت نفت مورد استفاده قرار مي گرفتند. مهمترين ساختمانهاي مسکوني و اداري در محلي احداث شد که شاه نشين به خود گرفته است. همواره با ايجاد واحدهاي مسکوني سازماني بوسيله شرکت نفت ايران و انگليس، به دليل وجود بازار کار و اينکه اين شرکت به کارکنان ايرانيش واحد مسکوني واگذار نمي کرد، نيروي کار گسيل يافته به منطقه در حواشي واحدهاي مسکوني و تأسيسات شرکتي شروع به ساخت مسکن و سرپناهي مي کنند. اولين محله اي که بدين ترتيب شکل مي گيرد «کلگه» و متعلق به شوستريان مهاجر (نزديکترين شهر به مسجدسليمان) بوده که بازرگانان و پيشه وران آن را بازاري را نيز بنياد مي گذارند که خود يک پايه اشتغال غيرشرکتي شهر و هويت آن در آينده است. اما از آنجا که شرکت از احداث واحدهاي مسکوني در همجواري با واحدهاي مسکوني خود جلوگيري مي کرده است. مهاجران مجبور مي شوند در نقاطي مسکن خود را بنا کنند که بلدوزرهاي شرکتي را توان دسترسي به آنها نباشد. به اين ترتيب تفاوتهاي اقتصادي و اجتماعي محلات شهر را ديوارهاي مسخره و فواصل پرشيب مسيلها پاس مي دارند و شهر به محلاتي با نامهاي «کمپ اسکاج» پانسيون خيام «وسترن هاستل» در مقابل «کلگه»، «سرکوره ها» و «مال کريم» تقسيم مي شوند. (مال کوچکترين واحد تقسيمات ايل بختياري است). همين تبعيت ايجاد واحدهاي مسکوني شرکتي از محل حفر چاهها و حلقه زدن خانه هاي شرکتي به دور آن باعث شده است که شهر در دامنه هاي ناهموار کوهها افتادن و خيزان و بصورت خطي پرگره و پرشيب و فراز رشد کند و مشکلي ويژه و غيرمتعارف بيايد. در طول اين خط در بهترين گره گاهها بالاترين اقشار اجتماعي و در بدترين آنها پائينترين اقشار مستقر شده اند. خدمات شهري و رفاهي و اجتماعي مسجدسليمان تا مدتي بي نظير بوده است. اين شهرکه تا مدتها تنها و بعد عمده ترين انرژي رسان قواي قهريه و صنعتي انگلستان محسوب شده و مرکزيت فعاليتهاي استخراجي را هم تا مدتها بعد از آن حفظ مي کرده، شايسته فراهم آوردن بهترين وسائل رفاهي براي کارکنان و البته زيربناي لازم براي استخراج نفت نيز بوده است. به غير از ايجاد نيروگاه برق و لوله کشي آب براي شهر، در سال 1914 م شرکت بيمارستان مجهز و بزرگي در آن احداث مي کند که هنوز از نظر امکانات فوق العاده است. فروشگاههاي متعدد، 10 مهمانسرا، 7 باشگاه، سينماهاي متعدد، چندين استخر شنا و زمينهاي ورزشي گوناگون براي شهر ايجاد مي شود. بطوري که مسجدسليماني ها تا مدتها در ورزشگاههاي مختلف گوي سبقت را از سايرين شهرهاي ايران مي ربودند. شرکت ملي نفت در مسجدسليمان صاحب ساختمانهاي اداري و کارگاهها و انبارهاي متعدد بود که آنها را بعد از توقف نسبي فعاليت استخراج نفت به نهادهاي مختلف بويژه ارتش سپرد. بعلاوه شرکت 2484 واحد مسکوني در اختيار داشت که 1288 واحد مسکوني آن را در درجه اول به ارتش (150 واحد) و بقيه را به نهادها واگذار کرد. اين امکانات بعلاوه امکانات زيربنايي و رفاهي ذکرشده خود يکي از دلايل حفظ و بقاي شهر مسجدسليمان با جذب فعالين و ساکنين جديد بوده است. يک نکته قابل توجه از لحاظ اجتماعي وضعيت مالکين زمين  ومسکن در مسجدسليمان است. در سال 1335 مسکن ملکي (عرصه و عيان) 81/6 درصد کل واحدهاي مسکوني، ملکي اعيان 2/33 درصد و اجاره اي 5/49 درصد آنها را تشکيل مي داده است. اين لرقام در سال 1355 به ترتيب به 14 درصد و 43درصد و در سال 1365 به 65%، 9% و 13% مي رسد. يعني تا سال 1355 هنوز مالکيت شرکتي بر شهر حکمفرمايي مي کند و مسکن ملکي با مالکيت بر زمين در شهر بسيار اندک است. اما بعد از انقلاب امکانات انتقال حاکميت فراهم آورده و حضور سازمان زمين شهري باعث گسترش مالکيت خصوصي بر زمين و مسکن شده  و زمين شهر از انحصار شرکتي خارج شد. در انتهاي بررسي وضعيت اجتماتعي شهر مي بايست از سطح تخصص و سواد مسجدسليمان با داشتم 68% اشتغال به تحصيل در جمعيت 6ساله به بالا در مقابل 60% در کل مناطق شهري ايران، در وضع بسيار خوبي به سر مي برد و مقايسه معلمان و مدرسان آن با مناطق شهري کشور از لحاظ نسبت به کل نيروي کار(9/10 درصد در مقايل 9/8 درصد) نشانه اين توانايي است. در سال 1365 کارکنان مشاغل و تخصصي در شهر مسجدسليمان 57/15 درصد از نيروي کار را تشکيل مي داده اند از کل مناطق شهري (25/15) بيشتر بوده است. اين سطح بالايي تخصصي که ناشي از توسعه قبلي و مقدم اين شهر درگذشته است باعث شده که شرکت سابق که نيروي کار متخصص را با عرضه امکانات ويژه به خود جلب مي کرد در دوران افول نسبي خود گسيل دارنده نيروي کار ورزيده به ديگر شهرها همچون کشت و صنعت کارون گردد. نيروي متخصص که حالا ديگر شهر خود را مسجدسليمان ميداند. شهر مسجدسليمان از لحاظ امکانات آموزشي بيش از آموزش عالي نسبتاً غني بود. اما با اين که اين شهر از ديرباز داراي آموزشگاه پرستاري و يک آموزشگاه فني بو در آن احداث شده بوده است که در سال تحصيلي 58-1357 بالغ بر 1231 نفر در آن تحصيل مي کرده اند اکنون از اين لحاظ دچار پس رفت شده است. بطوري که محصلان در اين آموزشکده يک ششم گذشته است. اما همين پس رفت نيز نشان مي دهد که توسعه گذشته ظرفيتهاي قابل توجهي براي آينده ايجادکرده است.

گردآورنده:

محمد داوودي – کميته پژوهشي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي مسجدسليمان

منابع:

     1- گرشمن رمان – ايران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معين، انتشارات علمي فرهنگي، چاپ

         پنجم،1364ص 124

     2- افشار سيستاني، ايرج، نگاهي به خوزستان انتشارات نشر بلور، چاپ دوم، 1369،ص 359

     3- افشار مشتاقي، ايرج، ص351

 

 

     در پي گزارشات مردمي نسبت به حفاري و سرقت آثار باستاني صفه سرمسجد – معبد بردنشانده و پيگيري انجمن دوستداران ميراث فرهنگي شهرستان مسجدسليمان و با دستور فرماندار شهرستان گروهي متشکل از سعيد کيواني مشاور و نماينده فرمانداري، محمد زراسوندي عليپور رئيس انجمن، عليرضا ظاهري عبده وند مسئول پژوهشي و کارشناس انجمن و غلامرضا جليلي نيا مسئول روابط عمومي و اطلاع رساني در روز پنج شنبه 10/10/83 رأس ساعت 11 صبح از آثار فوق بازديد و نتيجه گزارش بدين شرح جهت استحضار و رسيدگي عاجل اعلام مي گردد:

با توجه به نبود حصار ايمني و نگهبان در آثار فوق احتمال حفاري و سرقت آثار باستاني به وفور مشهود مي باشد که نمونه بارز آن کشف ستون نقش دار مربوط به دوره هخامنشيان طي هفته اخير در منزل سارقان اشياء عتيقه و هم اکنون نزد دايره آگاهي نيروي انتظامي مسجدسليمان  مي باشد و پرونده اي به همين منظور تشکيل گرديده است. ضمناً قسمتي از ديوار آتشکده حفاري شده و نماي بنا را به هم ريخته که حفاري صورت گرفته مربوط به دو،سه ماه اخير مي باشد که در اين خصوص ميراث فرهنگي از جهت اطلاع رساني و پيگيري هاي لازم متأسفانه کوتاهي نموده است.
با توجه به اعلام سازمان ميراٍث فرهنگي و گردشگري استان، شهرستان مسجدسليمان چهار نفر مراقب آثار دارد، ولي طبق گفته بهرامي رئيس ميراث فرهنگي مسجدسليمان اين شهرستان بدليل عدم پرداخت حقوق مراقب آثار ندارد که لازم است در اين خصوص با هماهنگي استان تدابير لازم انديشيده شود و حداقل آثار سرمسجد و بردنشانده... برايشان نگهبان در نظرگرفته شود. چرا که اين بناهاي بسيار گرانبها و ارزشمند در دنيا بي نظير بوده که بدليل عدم محافظت مناسب و مرمت منجر به وارد آمدن خسارت به آنها شده است.
با توجه به زلزله هاي يکسال گذشته تا کنون به اين دوبناي باستاني خسارات فراواني وارد شده است و ديوارهاي صفه سرمسجد و بردنشانده بسيار آسيب ديده که اگر اقدام عاجل و اساسي بزودي صورت نگيرد با بروز زلزله هاي ديگر و سوانح طبيعي بکلي از بين       مي روند. ضمناً تمامي پلکلنهاي بردنشانده ويران گشته بجز پلکان ورودي که قسمتي از آن تخريب گرديده و احتمال سرقت برخي از آثار با توجه به وضعيت موجود مشهود مي باشد و لزوم اهميت مرمت و حفاظت اين آثار ضروري است.
با توجه به اينکه نماد هويت فرهنگي هر کشوري مواريث فرهنگي آن است، لزوم اقدام سريعتر نسبت به تشکيل جلسه با مسئولان امر و رسيدگي به موارد فوق از جهت مرمت، حفظ و احياء آثار باستاني ضروري مي باشد.
با توجه به انتخاب شهرستان مسجدسليمان به عنوان قطب گردشگري در استان لزوم توجه بيشتر در اين  خصوص و همچنين ايجاد امکانات لازم جهت حضور گردشگران و توريستهاي داخلي و خارجي، لزوم دريافت اعتبار لازم از طريق استان و تصويب طرحهاي درخواستي در گروه کار ميراث فرهنگي و گردشگري استان ضروري مي باشد که يقيناً باعث رشد صنعت توريسم و توسعه اقتصادي شهرستان خواهد بود.
ضرورت احداث موزه آثار باستاني (باستانشناسي) در شهرستان تاريخي مسجدسليمان بسيار بااهميت بوده چرا که ضمن نگهداري آثار مکشوفه از خسارت واردشدن به اين آثار ارزشمند جلوگيري شده و در امر گردشگري و جذب مخاطبين بسيار ضروري است. اميد است با حمايت مسئولين امر نتيجه لازم مبذول گردد.
 

 

مــسـجـــد سـلــيـمـان - معرفي محلات

محله هاي مسجدسليمان   
     
 مــسـجـــد سـلــيـمـان - معرفي محلات

    با ياد و نام خدا

    براي معرفي محلات شهر مسجدسليمان از ورودي شهر آغاز مي کنم باذکر اين نکته که به خاطر اقامت زياد در محله ي بازار چشمه علي , قبل از همه محلات اين محله را معرفي کردم .

در معرفي محله چشمه علي اشاره اي داشتم به کمک غيرنقدي کارگران شرکت نفت که به آن رشن مي گفتند و يادآوري شد که معني اين کلمه را نـمي دانم . يکي از دوستان که نوشته را مطالعه کرده اند در اين باره توضيح دادند که ايـن کلمه دراصل انگليسي است و املاي درست آن RATION به معني سهميه بندي است . از محبت و توجه اين بـزرگوار بسيار ممنون و سپاسگزارم .

 

 

                                                                                                                          

باتشکر از همشهري خوبم آقاي بهرامي( http://mi-s.blogfa.com/ ومسجدسليمان) 

 

 

در ميدان ورودي اداره ي منابع طبيعي را مي بينيم که بر روي تپه اي بنا شده است. در مقابل آن , دانشگاه آزاد قرار دارد که به خاطر افزايش رشته ها و دانشجويان مـدام بر تعداد ساختمانهاي آن افزوده مي شود . در کنارآن, ساختمان بيمارستان تامين اجتماعي و سازمان آموزش فني و حرفه اي و اداره هواشناسي را مي بينيم .از آنجا که بگذريم به ورودي قديمي شهر يا به اصطلاح دروازه مي رسيم ( در زمان شرکت نفت در اين جا اتاقکي ساخته بودند شبيه به ايست و بازرسي با تلفن ونگهباني با لباس مخصوص و يک راه بند لوله اي). در اين قسمت در سمت چپ جاده ساختمانهاي نـيـمـه تمام هوانيروز قرار دارند . در سالهاي دهه 40 شرکـتـي بـه نـام پرسيزيون احداث پايگاه و منازل هوانيروز را به عهده داشت که پس از تکميل پايگاه و پيروزي انقلاب , مـوفـق بـه اتـمام ساختمانها نشد و آنها به همين شکل باقي ماندند . در سالهاي اخير چند بلوک از آنها را تکميل و در اختيار نظاميان قرار دادند که اين مجموعه فعلا به اسم هوانيروز اولين محله ورودي شهررا تشکيل مي دهـد . بقيه ي آنها به همان صورت نيمه تمام باقي مانده وهر چند گاهي از جانب يکي از مسئولين گفته مي شود که اين ساختمانها به مردم واگذار مي شود ولي تاکـنـون خـبري نشده است. اگـر ايـن درست باشد که عـمـر مـفـيد ساختمانهاي با اسکلت فلزي و بلوک سيماني حداکثر 20 سال است, عمر مفيد اين ساختمانها هـم به سر آمده است . ديـگـر ايـنـکه محلات شهر نسبت بـه گذشته بسيار تغـيير کرده و بزرگتـر شده اند ودر بيشتر موارد به هم چسبـيـده اند و حد فاصل مشخصي ندارند .

موضوعي که ذهن همه را مشغول کرده و براي هر تازه واردي هم مطرح مي شود اين است که گرچه شهر زمين مناسب ندارد , چـرا هـمـين زمينها از ابتدا دراختيار مردم قرارداده نشد تا به شکل مناسبي ساخت و ساز کنند؟ علت اين را حتي قديمي ترها هم نمي دانستند ولي ظاهرا مسئولين شرکت نفت از آنجا که چنين روزهايي را انتظار داشتند ( سرنوشت ساکنان غير شرکتي نفت سفيد , عنبل و هفتگل را تجربه کرده بودند) ويا براي اينکه اطرافشان زياد شلوغ نشود و به اين بهانه که ممکن است در زمينهاي شهر منابع جديدي يافت شود اجازه ي ساختمان سازي نمي دادند. وجود منابع جديد بهانه اي بيش نبود چرا که تمام منابع شناسايي و بهره برداري گرديده بود. به هر جهت زمينهاي خوب و قابل سکونت را انتخاب وخانه هاي سازماني احداث کردند و بقيه مردم ناچارا به دامنه تپه ها و جاهاي نامناسب روي آوردند و از اينکه مي توانستند به هرشکل به اصطلاح صاحب خانه شوند خوشحال هم بودند وبرايشان محل خانه هم مهم نبود . فکر مي کنم اگـر مردم به همين انـدازه از شهرداري و زمين شهري حرف شنوي داشتند وضع شهر خيلي بهتر مي شد .

هوانيروز

اين محله در ورودي شهر در کنار ترمـيـنـال مسافربري شهر قرار دارد داراي يک باب مدرسه ابتدايي و راهنمايي است. از آنجا که يک منطقه نظامي است اطلاعات بيشتري از آن ندارم . اخيرا در ورودي اين محله ميدان بزرگي ساخته شده بـا مجسمه ي چهار نفر با لباس محلي ( چوقا و شلوار دبيت ) که جالب است .

تلخاب

ايـن محـلـه در مقـابل ترمينال و در ميان تبه ها در کنار کارخانجات تانک سازي شهيد فرخ نيا قرار دارد و دراصل محل زندگي افسران بوده است . درگذشته محل اقامت کارمندان عاليرتبه و مستشاران شرکت نفت و بعد هم مستشاران نظامي بود, به اين علت همگان اجازه ورود به آن را نداشتند . بهترين منارل و امکانات زندگي در آن فراهم شده بود و داراي يک استخر بود . قبل از احداث کارخانجات تانک سازي يک ميدان سوارکاري هم در آنجا بود که گاهي مسابقاتي هم در آن انجام مي شد. وجه تسميه آن هم روستايي به همين نام بوده که اين محله در کنار آن ساخته شده است .

 نفتک

اين محله در گذشته کمي بالاتر از محله فعلي قرار داشت که تخريب و به مرور در مقابل آن محله فعلي شکل گرفت. نفتک در چند سال گذشته رشد زيادي داشته و شلوغنر شده است داراي يک دبيرستان پسرانه به نام پنج آذر و يک دبستان ابتدايي مي باشد. محل قديمي نفتک از اولين اماکني بود که کارگران شرکت نفت ( که معمولا مجرد هم بودند ) در منازلي شبيه  به خانه هاي بيست فوتي که سقف طاقي شکل داشتند اسکان داده شدند . ايـن مـنـازل تـا حدود سال 1343 هم وجود داشتند ولي بعد از آن تخريب شدند . تا آن زمان جاده جديد احداث نشده و فاصله بين نفـتک و چهاربيشه کاملا خالي بود و به عـلـت قرار داشتن در کنار بهشت زهرا شبها کمتر کسي پياده از آنجا عبور مي کرد .

باغ چشمه علي

اين محله در کنار پايگاه هوانيروز و بالاتر از چهاربيشه قرار دارد از محلات قديمي شهر و محل اقامت يکي از طوايف است .داراي يک باب مدرسه مي باشد .درگذشته دراين محله يک محل نگهداري اسب قرار داشت .

چهار بيشه

چهاربيشه در سمت چپ جاده ورودي شهر قرار دارد . تعداد زيادي منازل شرکتي در آن قرار دارد که دو يا سه اتاق خوابه هستند . ايـن منازل بـه کارکـنان ارتش واگذار شده است . داراي يک دبيرستان دخـتـرانه , دو مدرسه راهنمايي و يک مدرسه ابتدايي و يک کتابخانه عمومي است . درايـن محله يک زمين ورزشي و همچنين تنها درمانگاه ارتش قرار دارد . بهشت زهرا کنار اين محله قرار گرفته است .

سرمسجد

سرمسجد بعد از چهاربيشه قراردارد وجه تسميه آن به علت آثار باستاني است که روي  تپه اي بالاي آن کشف شده بود و منسوب به حضرت سليمان است ( صفه ي سرمسجد ).در سالهاي گذشته قسمتهايي از اين آثار از بين رفته است . نامگذاري مسجدسليمان هم به علت همين آثار مي باشد . جاده قديم فرودگاه مسجدسليمان از کنار اين آثار مي گذرد و در سمت ديگر آن محله ي نصيرآباد قرار دارد .

کولر شاب

نام اين محله در اصل کولر شاپ COOLER SHOP است که نام يکي از کارگاههاي شرکت نفت است که در اين منطقه قرارداشته است . داراي يک مدرسه ابتدايي ويک مدرسه راهنمايي دخترانه و پسرانه مي باشد . مجموعه مسکوني موسوم به جي تايپ که از منازل خوب و به اصطلاح کارمندي شرکت نفت بوده در کنار کولرشاپ قرار دارد .اداره برق مسجدسليمان و اداره پست مهندسي ارتش در اين محله قرار دارند. فروشگاه مرکزي شرکت نفت ( استور ) و انبار کالا که به انبار خوراکي معروف بوده در اين محله هستند که قسمتي  از آن به عنوان فروشگاه تعاوني مصرف ارتش مورد استفاده قرار گرفـتـه است . بـه عـلـت وجود انبار کالا قسمتي که مقابل کولرشاپ قرار دارد و شامل تـعـدادي منازل کارمندي يا به اصطلاح بنگله بوده است را انبارخوراکي ناميدند . در سالهاي اخير بنياد مسکن در کنار اين محل اقدام به احداث چند باب خانه مسکوني کرده است . خوابگاه دانش آموزان دبيرستان ارتش در سمت ديگر محله انبار خوراکي قرار دارد . ساختمان ديگري در محله کولرشاب قرار دارد که واقعا بايد جداگانه و به همان شکل قبلي خود ويا به شکل يک موزه نگهداري مي شد ولي از انجا که انسان زود فراموش مي کند اين ساختمان هم فراموش شد . منظورم مرکز ساواک مسجدسليمان است کـه اکنون بـه صورت جزئي از اداره ي برق شهرستان درآمده و از آن استفاده مي شود ( گويي که آن همه جنايت صورت نگرفته است ). درقسمت بالاي انبار خوراکي و برروي تپه مخزن آبي ساخته شده بود که آب منطقه را تامين مي کرد . در کنار آن چند اتاق ساخته بودند که يکي از کارکنان قديمي شرکت نفت و خانواده در آن زندگي مي کردند . در سالهاي دهه 1340 بعد از بازنشستگي ايشان شرکت نفت عليرغم نياز به آب , مخزن مذکورو خانه کنار آن را نيز تخريب کرد .در آن موقع عده اي مي گفتند علت تخريب مخزن و خانه اين بود که مشرف به مرکز ساواک بوده است .

ريل وي

ريل وي از محلات قديمي مسجدسليمان است نام آن به خاطر ايستگاه قطار در آن بوده و به همان اسم ناميده شده است RAILWAY STATION ) ) داراي يک بـاب مدرسه ابتدايي يک مدرسه راهنمايي و يک دبيرستان است . چيت شويي يکي از قسمتهاي اين محله است .

 سرکوره ها يا کوي شهيد موسوي

اين محله در کنار بازار چشمه علي قراردارد چون در گذشته کوره هاي گچ پزي در آن قرارداشته به سرکوره ها معروف شده است در دوران انقلاب به نام يکي از شهداي محله به شهيد موسوي تغيير نام داد .

مال شنبه يا کوي شهيد لرستاني

در کنار کوي شهيد موسوي قـرار دارد و نـامگذاري آن به علت نام يکي از شهداي محله است . داراي يک باب مدرسه ابتدايي است .

پنج بنگله

در مسير جاده ي اصلي و کنار کوي شهيد لرستاني قرار دارد .يک مرکز پيش دانشگاهي دخترانه , مهـمـانسراي جـهـانگـردي , دادگستري شهر ستان , مرکز آموزش فني وحرفه اي دخترانه وابسته به سازمان آموزش فني و حرفه اي واداره مرکزي سازمان آب در اين محله قرار دارند .

هشت بنگله

اين محله قـبـلا فقط شرکت نفتي بوده وچسبيده به شاه نشين و به اصطلاح , عوام را به آن راه نبود . به مرد م عادي اجازه عـبور از اين منطقه را نمي دادند و جاده آسفالته آن مختص عـبور و مرور خارجي ها بود , وضعيتي مانند تلخاب ( به نظر من بايد اين را هم در رديف اولين هاي مسجدسليمان نوشت ). بنا به گفته يکي از کارکنان قديمي شرکت نفت فـقـط زماني که خواستند بين نفتون وباغ ملي پلي احداث کنند , به مدت سه روز اتوموبيلها حق داشتند از جـاده ي هشت بنگله عبور کنند . ( البته پل قديمي نفتون هم پس از ساليان زياد تخريب و پل فعلي بـه جاي آن ساخته شد و جـالب اين که پلي که سه روزه ساخته شد حدود 50 سال باقي ماند ). .از اواسط اين محله جاده اي به مدرسه خارجيها و سپس به تلخاب وصل مي شود که آن هـم براي مردم ممنوع الورود بود و کمي پايين تر جاده مالکريم جدا مي شده که به تمبي وصل مي گرديد يـعـنـي تـمام نـقاط مورد علاقه ي مسئولين به هم متصل بود و براي انجام کارهاي پنهاني خود نياز نبود به محلات ديگر وارد شوند ( گـرچه اگر کاري هم مي کردند هـيـچـکس حق نداشت حرفي بزند). بـراي خـروج از شهر هم به دو خروجي شهر دسترسي داشتند و در حقيقت قلعه ي بدون برج وبارويي درکنار مسجدسليمان داشتند . شاه نشين هم  که از مناطق مسکوني بسيار اعياني شرکت نفت بوده جزء اين محله محسوب مي شود. بعد از انقلاب در اين محـله مـنازل فـاز يک و دو فرهنگيان , شبکه بهداري واداره کشاورزي شهرستان ساخته شد . يک مدرسه ابتدايي, يـک مدرسه راهنمايي و يک بـاب مـرکـز پيش دانشگاهي در اين محله قراردارند . بـعـد از انقلاب يک مدرسه علميه در اين قسمت احداث گرديده است . قـبـل از ايـن محله, چاههاي گاز معروف به اف تريF3 قراردارند . بنا به گفته قديمي ها زمين ايـن قسمت وضعيت نـامـنـاسبي داشتـه و چـون مـهـار گاز ايـن چـاهـها امکان نداشته و گاز آنها خطرناک بوده و مصرف خانگي نداشت , آنـهـا را آتش زده بودند تا بسوزد . درطي جنگ بـه نـاچـار بـا نصب تجهـيـزات و شير مخصوص آنها را مسدود کـردند ولي , اخـيـرا نشت گاز باعث بـروز مشکلاتي بـراي محله گرديده است . قـرارشده پل جديدي براي اين محله احداث کنند . پل قبلي از نوع پلهاي يک طرفه است .

دره اشکفت

بعد از کوي شهيد لرستاني و چسبيده به آن قراردارد از محلات جديد است خانه هاي تازه ساز داشته ويک مرکز آتش نشاني و اورژانس در آن قرار دارد.منازل صد دستگاه شهرداري و نيز پزشکي قانوني شهرستان در اين محله قرار دارند . در گذشته منطقه اي که اکنون دره اشکفت ناميده مي شود , کاملا خالي از خانه و سکنه بود و بين پنج بنگله و سي برنج هيچ آثاري از منازل مسکوني نبود ودر محل پل دره اشکفت امروزي يک سه راهي بود که جاده محله ي نمره دو از آن جدا مي شد .

نمره دو

بعـد از دره اشکفت و پانسيون خيام و سي برنج در ميان تپه ها قــرار دارد محـله کوچکي بوده و از محلات قـديمي شهرستان وکارگران قديمي هنوز آنجا را به ياد دارند . بسياري از کارگران قديمي شرکت نفت اولين بار در اين محله اسکان داده شدند .

پانسيون خيام

از محلات شهر است کـه در ابتدا فقط منازل کارمندي شرکت نفت در آن قرار داشت ولي مثل بقيه محلات مردم در آن شروع به خانه سازي کردند . در کنار سي برنج قرار دارد قبلا بين اين دو محـلـه حصار فـلـزي کشيده بوده و آنها را از هم جدا کرده بودند ولي بعدها , اين حصار از بين رفت . به قولي به همراه کمپ کرسنت , از محلات باکلاس شهر بوده است .

سي برنج

در کنار پانسيون خيام قرار دارد از محلاتي است که بايد تخليه شوند چون نفت و گـاز در اين منطقه نشت کرده و مشکلاتي را به وجود آورده است . داراي يک باب مــدرسه ابــتـدايي است . دبيرستان بنت الهدي ( انصاري قديم ) در اين محله قرار دارد .اداره آمار شهرستان, سالن سرپوشيده تربيت بدني , کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان واداره دارايي دراين محله قرار دارند .

کمپ کرسنت

از محلات اعياني شرکت نفت است کمتر از بقيه محلات در آن جا منازل شخصي ساخته شده است . در زمان شرکت نفت سابق محل اقامت کارکنان خارجي بوده است .

نفتون

از محلات نسبتا بزرگ شهر است نام خود را از ميدان نفتي نفتون گرفته است . داراي يک مدرسه ابتدايي ويک مدرسه راهنمايي است دبيرستان پسرانه اميرکبير که از دبيرستانهاي قديمي شهر است در اين محله قرار دارد . باشگاه شرکت نـفـت نفتون و زمين ورزشي آن از اماکــن تفريحي و ورزشي شهرستان است .شرکت نفت داراي يک درمانگاه در اين محله است.قسمتي از قبرستان اين محله به خارجياني که در مسجدسليمان سکونت داشته اند اختصاص يافته بود . باشگاه نفتون در گذشته داراي سينماي تابستاني بود .

پشت برج

اين محله در کنار نفتون قرار گرفته است . در بالاي اين محله دوعـدد مخزن بزرگ فلزي آب احداث شده است. درگذشته نماينده خوانين بختياري که به منطقه مي آمدند در اينجا اقامت مي کردند و به آن برج مي گفتند و به محله ي پشت آن به همين علت پشت برج مي گويند . داراي دومدرسه ابتدايي و يک مدرسه راهنمايي است . در سالهاي اخير گاز به ميزان فراوان در اين محله نشت کرده و حتي در برخي موارد مي توان گازي را که بيرون مي آيد روي سطح زمين آتش زد و يا شدت گاز به حدي بوده که , پوشش سيماني کف اتاقها را به صورت پودر درآورده است . بيشترين تـعـداد موشکهاي عـراقـي در طول جنگ به اين منطقه اصابت کرده است . جاده قديمي مسجدسليمان به انـديـکا و سد شهيد عـبـاسپـور از اين محله گذشته و درنهايت به روستايي در نزديک رود کارون به نام پـاگچ و از آنجا از طريق پل فلزي يک طرفه اي که بر رود کارون قرار دارد به انديکا مي رسد . قبل از احداث پل مردم به وسيله نقاله فلزي از رودخانه عبور مي کردند . پل و نقاله ي مذکور در محل معروف به گـدارلـندر احداث شده که محل عـبور عشاير بختياري از رود کارون در هـنـگام کـوچ است . اخـيرا پـل جديد و بزرگي يالاتراز پل قبلي ساخته اند . تلمبه خانه آب شرکت نفت در نزديک روستاي پاگچ قـرار دارد واز آنحا آب با مشکلات فـراوان واز طريق خطوط لوله به شهر مي رسد . مـخازن ذخيره آب شهردر بالاي اين محله در مسير جاده مذکورقرار دارند وتا مـدتها قـبـل  به نام اولين نگهبان آن در اصطلاح محلي تانکيهاي محمدرحيم ناميده مي شدند ( اين نوع نامگذاري در مسجدسليمان سابقه دارد) . اولين بمباران هوايي هواپيماهاي عراقي در سال 1359 در اين محله بود .

باغ ملي

ازآن محلاتي است که در آن فقط منازل کارمندي احداث گرديده است تقريبا در مرکز شهر قرار دارد . دو مدرسه ابتدايي , يک هنرستان فني و حرفه اي دخترانه و يک هنرستان کاردانش دخترانه در اين محله وجود دارند . اداره راهنمايي و رانندگي, اداره گاز , بنياد مسکن , نهضت سوادآموزي , اداره کار و امور اجتماعي , سازمان تامين اجتماعي, يک درمانگاه شرکت نفت و مصلاي نماز جمعه شهرستان در اين محله قراردارند . افـرمـبي از ديگر محلات شهر هم در کنار باغ ملي و پشت برج قرار دارد .

اداره مرکزي شرکت نفت

اين محله به آن معني مسکوني نيست و فقط اداره مرکزي , اداره مستغلات , مخابرات شرکت نفت و نيز زندان شهر در اين قسمت قرار دارند .  محل کار رئيس ناحيه شرکت نفت  در اين محله بوده است ( انصافا شرکت نفتي ها جاهاي به قولي توپي را انتخاب مي کردند ).اداره مرکزي تنها ساختمان دو طبقه شهر بود به همين علت به آفيس دوپوش يا اداره ي دوطبقه معروف بود . .اين اداره هنوز هم در زبان مردم به مين آفيس يا اداره مرکزي معروف است .

 سبز آباد

اين محله قبلا از مناطق مسکوني ديگر جدا افتاده بود ولي به علت خانه سازي زياد تقريبا به منطقه اطراف اداره آموزش وپرورش و از سمت ديگر به محله پشت کـوه چسبيده است . دبيرستان محمدرضاشاه سابق که تنها دبيرستان براي دانش آموزان رشته ادبـيـات بود در اين محله قرار داشت و کليه دانش آموزان اين رشته از هرنقطه شهر بايد به آنجا مي رفتند واز آنجا که اکثر اين دانش آموزان از طبقه فقير جامعه بودند و با توجه به وضعيت بد اقتصادي , آنها براي رفت وآمد مشکلات زيادي داشتند . اين دبيرستان بـعـدها با تغييراتي به دانشسراي تربيت معلم تبديل شد و پس از تعطيل دانشسراهم به هنرستان کاردانش اميرکبير تبديل شده و هنوز هم فعال است . يکي از اولين موشکهاي عراقي که به مسجدسليمان شليک شده بود به اين منطقه اصابت کرد .

نمره چهل

اين محله بين باغ ملي , نمره يک و پشت کوه قرار دارد . يکي از دبـيـرستانهاي بسيار قديمي شهر که امروزه معـلـم ناميده شده در اين محله است کـه سال قبل کاملا از نو ساخته شد . از مديران اين دبيرستان مي توانم به آقاي رستم پور و دبيراني چون آقاي محمدي دبير ادبيات وآقاي درفشه استاد مسلم رياضي که خودمن در سال 1352 در دبيرستان شبانه معلم , شاگرد ايشان بوده ام وآقاي جبارنبا اشاره کنم. دبـيـرستان مهر که به عبارتي اولين دبيرستان شهر هم هست , در اين محله بوده که بعدها به دانشسراي مقدماتي تبديل شد . تعداد زيادي از آموزگاران ابتدايي اين شهر از فارغ التحصيلان آن هستند. جادارد ازاولين مـديرآن, فرهنگي قـديـمي زنـده يـاد مرحوم محمدجواد اوليايي و همکاراني چون آقايان سوزنـچي , عـبـادي , رادمنش و مرحوم محمدتقي حقيقي که در مبارزات مردم در سال 1357 به شهادت رسيدند ونـيـز دبيراني چون آقايان نصيري و سارنج و زنده يادان مرحوم شيـرعـلـي زاده , مرحوم نيک مهر و مرحوم نـاظم که مسئول کتابخانه ي دانشسرا بودندهم يادي بکنيم . پس از تعطيل دانشسرا , ساختمان به دو مدرسه ي راهنمايي تبديل شد: پسرانه انقلاب و دخترانه حضرت زينب . مدرسه انقلاب فعلا تخريب ودرحال احداث ساختمان جديد آن هستند . هـنـرستـان فني و حرفه اي علامه , کتابخانه ي مرکزي شهر , مرکز تحقيقات وکـتـابخـانه ي مرکزي ومرکز آموزش نيروي انساني فـرهنگيان مسجدسليمان , اداره مرکزي مخابرات , اداره نظام وظيفه عمـومي , آتش نشاني شرکت نفت و استاديوم ورزشي قديمي شهر نيزدر اين محله هستند . کليساي ارامنه نيز در اين محله قرار داشت .

پشت کوه

بين اين محله و نمره چهل يک تپه بلند قرار دارد شايد به همين علت به پشت کوه معروف شده است قبلا چند خانه سازماني متعلق به شهرباني در آنجا قرار داشت به همين جهت به لين پاسبانها معروف بود . بيشتر ارامنه مسجدسليمان در اين منطقه ساکن بودند کـه همگي بـه مناطق ديگر رفته اند . پشت کوه از يک سمت به سبز آباد وازسوي ديگر از طريق يک پياده رو به کلگه متصل است .

نمره يک

مرکز شهر به اين نام ناميده مي شود به علت وجود چاه شماره يک به اين نام معروف شد پل نمره يک , مسجد جامع , چاه شماره يک , شهرداري , تعاوني مصرف فرهنگيان , اداره آب, شعبه مرکزي تمام بانکها , اداره آگـاهي , اداره ثبت اسناد واملاک , اداره ي پست و اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي دراين محله هستند . در گـذشته تـمـام بنگاههاي مسافربري وبنگاههاي ميوه و تره بار يا به عـبـارتي کـلـيه فعاليت اقتصادي شهردر نمره يک بود ولي با گسترش ساير محلات ديگر آوازه قبلي را ندارد. هـنـوزهـم شيکـتـرين و گرانترين مغازه ها در اين محله قرار دارند .

دره خرسان

اين محله در کنار چاه شماره يک و شهرداري قرا ر داشت واز محله هاي قديمي شهر بود . در سالهاي اخير به علت نشت نفت , نامناسب بودن زمين ونيز احداث موزه ي نفت , تخليه شده وساختمانها را از صاحبان آنها در حقيقت خريده اند . بايد گفت بعد از لين هنديها در کنار بازار چشمه علي , دره خرسان دومين محله ي شهر است که از بين رفته است .

نمره هشت

اين محله بين نمره يک و هنرستان شريف واقفي قرار دارد قبلا کوچکتر بوده ولي همانند بقيه محلات وشايد بيش از حد رشد کرده و بزرگ شده است.داراي يک باب دبستان ومدرسه راهنمايي است .

  بي بيان

اين محله در اطراف پالايشگاه بي بيان به وجود آمده است . داراي چند قسمت است مانند شيخ آباد نفت آباد ……. دانشگاه پيام نور در اين محله قرار دارد . به علت بوي شديد گاز زندگي در اين محله بسيار مشکل است . پالايشگاه بي بيان در ابتداي فعاليت شرکت نفت فعال بوده و از محصولات آن نوعي گازوئيل را نام مي بردند که بسيار چرب بود. در اوايل انقلاب يک بار ديگر به فکر راه اندازي آن افتادند ولي مدتي بعد همه چيز فراموش شد . داراي يک دبيرستان دخترانه , يک دبيرستان پسرانه و دو مدرسه ابتدايي و راهنمايي است . قبل از اين محله ودر مسير نمره يک هنرستان فني و حرفه اي شريف واقفي قرار دارد که تنها هنرستان فني و حرفه اي پسرانه ي شهراست . مرحوم محمدرضا آذر که از مربيان ورزش شهر بودند در محل اين هنرستان بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسيدند . فکر مي کنم اولين زمين گلف در ايران در اين شهر و در اين محله احداث شده وهنوزهم دراصطلاح عاميانه به آن اطراف گلف کلپ مي گويند ( گلف کلاپGOLF CLUB ) اين زمين با ساختمان مربوطه وضعيت خوبي داشت که متاسفانه به علت بي توجهي با مشکلاتي روبرو شد اخيرا به فکربازسازي آن افتاده و بودجه اي را به اين امر اختصاص داده اند .

کلگه

کلگه از محلات بسيار قديمي شهراست . قبلا به دو قسمت کلگه بالا و پايين تقسيم مي شد امروزه به علت افزايش ساختمانها تـقـريبا يکي شده اند . بازار کلگه يا بازار صاحب الزمان  که به کاروانسرا معروف بود از بازارهاي قديمي شهراست . قبلا هم ذکـر شد که سه محله شهر بازار مجزا داشتند : نمره يک , چشمه علي و کلگه . مسجد ايـن مـحـلـه هم از مساجد قديمي شهر است . در گذشته تپه اي در اين محله بود به نام کلگه زري يا کلگه زرين و اين محل به همين نام شهرت ياقت . داراي دو مدرسه ابتدايي , راهنمايي , دبيرستان دخترانه و يک هنرستان کاردانش پسرانه به نام دارالفنون است . بيمارستانهاي شرکت نفت و22 بهمن در اين محله قراردارند . کلگه داراي يک باب حمام عمومي بود که پشت مسجد قرار داشت و فعلا تعطيل شده است . يکي از قبرستانهاي شهر به نام قبرستان مجسمه بين اين مـحـلـه و بي بيان قرار دارد .

شيخ مند ني

اين محله در مسير کلگه به تمبي قرار دارد قبلا با کلگه فاصله داشت ولي به علت گسترش ساختمانها تقريبا به هم متصل شده اند .

تمبي   

از مناطق قديمي است و در فاصله اي نسبتا دور از شهر , در کنار رودخانه فصلي به همين نام قرار دارد يکي از ايستگاههاي قطار مسجدسليمان در اينجا بوده و دروازه خروجي شهر به سمت هفتگل و ايذه است . کارخانه قديمي برق مسجدسليمان که متعلق به شرکت نفت بوده و در حقيقت اولين کارخانه برق خاورميانه هم هست در اين محل احداث شده و هنوز هم وجود دارد گرچه استفاده نمي شود . پالايشگاه گاز مسجدسليمان نيز در اين محله قرار دارد .  هـمه سالـه مـردم روزهاي تعطيل و خصوصا سيزده بدررا در اطراف تمبي مي گذرانند که خصوصا در بهار منظره ي زيبايي دارد . اخيرا شهرداري اقـدام به احداث يک درياچه مصنوعي در آن محل نموده است . ورودي شهراز پل تمبي هم دردست تعريض و بازسازي است و ضمنا پل جديدي بالاتر از پل يک طرفه و قديمي تمبي در حال ساخت است که با اتمام آن مشکلات تردد خودروها حل خواهد شد .
 

مسجد سليمان : شهر اولين ها (ليست اولين هاي مسجدسليمان)

مسجد سليمان : شهر اولين ها (ليست اولين هاي مسجدسليمان)
1-اولين كارخانه گوگرد سازي در كشور و خاورميانه ، بي بيان

2-اولين تصفيه خانه آب در كشور ، گدار لندر

3-اولين كارخانه برق در كشور ، تمبي

4-اولين لوله كشي فاضلاب در كشور

5-اولين تصفيه خانه فاضلاب در كشور ، چيش شوئي جنب دبيرستان صنعتي / جنب اداره مركزي شركت نفت

6-اولين راه آهن در كشور ، از دره خزينه تا مركز شهر

7-اولين فرودگاه در كشور ، جنب پايگاه هوانيروز – يكمهه – تلبزان هزار مشكي

8-اولين باشگاه تفريحي در كشور ، باشگاه سواركاران نفتك

9-اولين سينما در كشور ، باشگاه مركزي

10-اولين باشگاه گلف در كشور ، بي بيان

11-اولين استخر در كشور ، باشگاه مركزي

12-اولين باشگاه سواركاري در كشور ، چشمه علي

13-اولين و مجهزترين بيمارستان كشور ، بيمارستان كلگه ( نفت )

14-اولين و مجهزترين آزمايشگاه طبي در كشور

15-اولين باشگاه تنيس در كشور ، باشگاه مركزي

16-اولين باشگاه فتوتبال در كشور ، استاديوم

17-اولين باشگاه پينگ پنگ در كشور

18-اولين باشگاه شنا در كشور

19-اولين باشگاه بسكتبال در كشور

20-اولين باشگاه واليبال در كشور

21-اولين باشگاه اسكواش در كشور ، سالن اتحاديه انجمنهاي اسلامي نمره 40

22-اولين تصفيه خانه نفت در كشور ، بي بيان

23-اولين جاده هاي آسفالته در كشور

24-اولين تاسيسات و دستگاههاي هواشناسي در كشورو خاورميانه

25-اولين زمين گلف در كشور ، بي بيان

26-اولين زمين فوتبال رسمي در كشور و خاورميانه

27-اولين باشگاه وزنه برداري در كشور

28-اولين كارخانه شير پاستوريزه در كشور

29-اولين واحد نوشابه سازي در كشور

30-اولين واحد آتش نشاني در كشور ، مركز شهر

31-اولين پيست و تيم دوچرخه سواري در كشور

32-اولين كارخانه گچ در كشور بي بيان

33-اولين پرواز هلي كوپتر در كشور ، فرودگاه

34-اولين راهداري در كشور

35-اولين كارخانه ماسه در كشور و خاورميانه

36-اولين و بلندترين پل فلزي در كشور و خاورميانه

37-اولين تله كابين در كشور و خاورميانه

38-اولين آموزشگاه پرستاري در كشور خاورميانه : كلگه

39-اولين هنرستان صنعتي در كشور و خاورميانه ، آموزشگاه جنب           اداره ترابري

40-اولين كارخانه نان ماشيني در كشور و خاورميانه

41-اولين كارخانه سنگ شكن در كشور و خاورميانه

42-اولين كارخانه آسفالت در كشور و خاورميانه

43-اولين باشگاه و سالن بولينگ در كشور

44-اولين شهر صنعتي در ايران و خاورميانه

45-اولين موزه زمين شناسي در كشور و خاورميانه
46-اولين باشگاه گلف بانوان در كشور و خاورميانه

47-اولين سالنهاي نمايش و تئاتر در كشور خاورميانه

MIS يعني چه؟!

MIS  يعني چه؟!

اشاره : اصطلاح رايج M.I.S   جهت نامگذاري مسجدسليمان بكار مي رود و خصوصا در ميان مسجدسليماني ها به كد اشتراكي عاطفي تبديل شده است . هر چند قبلا چه در اين وبلاگ و چه در برخي از مطبوعات به توصيف اين واژه پرداختيم اما خصوصا پس از انتشار مطلب پنجم خرداد در روزنامه شرق در روزهاي جاري  ايميل ها و كامنت هاي فراواني در خصوص واژه مذكور مجددا سؤالاتي مطرح كردند . مطلب ذيل به احترام ايشان  تهيه شده است كه با هم مي خوانيم...

عبارت MIS واژه مشهوري است كه براي نام‎گذاري مسجدسليمان ـ قديمي‎ترين اقليم نفتي ايران مورد استفاده واقع مي‎شده و تا امروز نيز اين كاربرد ادامه دارد.  نام مسجدسليمان به علت طولاني بودن در مكاتبات و نامه‎نگاري‎هاي اداري به صورت مخفف و به اين شكل استفاده مي‎شد كما اينكه حتي واژ‎گاني كوتاه‎تر از اين هم در مكاتبات شركت نفت معمولاً مخفف‎سازي مي‎شد كه از جمله آنها مي‎توان به عبارت AZ مخفف نام اهواز AHVAZ اشاره كرد.